نقاشی من

گریه
موسیقی
این ها چیست
که در ذهن تو آرام آرام قدم برمی دارد
صدای قلب
صدای عمق لیوان!
نقاشی من

گریه
موسیقی
این ها چیست
که در ذهن تو آرام آرام قدم برمی دارد
صدای قلب
صدای عمق لیوان!
زمستان 89 هم همراه با مامان زری و بابا مجید و دوستامون چند بار رفتیم کوه.
و این هم عکس های من و کوه

ابتدای مسیر (بوم بلند)

برآمده از آتش

منطقه بوم بلند (بام بلند)

من و درخت کُنار

بعد از 3 ساعت کوه پیمایی

مسیر چه رو (چاه رود) - کوه های اطراف برازجان



آتش برای آماده کردن غذای ظهر



باغ تاج (کوه های اطراف برازجان)

به دنبال پروانه ها

خسته در کنار آتش
من و عروسکم که شبیه خاله سلیمه است

من و پسرعموم هومن که عاشق این شیرینی هاست


من و ننه گلی مادربزرگ مادرم

سه کله پوک

ایلیا پسرخاله ام که یک دنیا سی دی داره

من و پگاه

من و پرند پگاه و پرند دوقلوهای افسانه ای هستند

اجتماع داراکولاهای شیرینی خور

کپل پولو کباب می خوره فراوون!!


من و مریم دوست شیطون و پر سر و صدا مثل خودم